تبليغاتX
آتشگردان ذهن

قسمت اول:بلندگویی برای سرباز

تقدیم به هم سفرانم میلاد محمد و اکبر :سربازان صفر

همه ما " سربازی از ادم مرد میسازد. دوسال کسی را نمی کشد " را زیاد شنیده ایم و صداوسیما گاهی یرامون عشق و صفای سربازی و اینکه اوضاعش چقدر کویت می باشد راشفاف سازی می کند.

در این قسمت ففط میگویم روند اطلاع رسانی درباره سربازی چه اشکالی دارد.

سربازان به دودسته تقسیم میشوند:

۱-لیسانسه ها پولدارها بسیجی ها وسایر عزیزانی که به دلایل مختلف به سربازی معمولی وبه عبارتی سوسولی میروند. اینها روزنامه می نویسند برنامه می سازند وبلاگ دارند و نظراتشان اغلب در این مایه هاست: غذای خدمت آشغال است.وقت آدم تلف می شود.   حقوقش کم است

 البته اینها چون خیلی بدنگذرانده اند یا کار دولتی دارند یا به نظام علاقه دارند درآخرمی گویندسربازی خوب است.

۲-دیپلمه ها -تحصیل و درامد نسبت مستقیم دارند-بچه های کارگرها فقرا مشاغل پایین که سربازیشان چیزی تومایه های شب نشینی درجهنم است. اینهاروزنامه نمینویسند سایت و وبلاگ ندارند تلویزیون انها را نمی بیندو در مجموع کسی از اوضاعشان خبر ندارد.

من امیدوارم درحد خودم بلندگویی برای این دسته باشم که در صفرپنج و اهواز ولب مرزها خدمت می کنند.

پی نوشت۱)سلام عیدتون مبارک. به ما هم دعاکنید

۲)برنده سوال نماز سیاستمدارسادیسمی است که تنها کسی بود که مشارکت کرد. می خواستم مثل عادل از مخاطبانم در اداره وب کمک بگیرم جواب نداد. اما اولین جایزه برادرسیاستمدار:یه مدت کامنت عالی از طرف کوچک خان.اینقدر هم که مراقب بود ریا نشه. بعدا میگم چی گفته

!! نوشته شده توسط پرسشگر کوچک | | 88/09/08

به صحرا شدم عشق باریده بود

وچندان که پای در گل فرو می شود در عشق فرو می شد. 

                                                                                           بایزید  

این بلاگر کوچک عازم مشهدالرضاست. دعایتان می کنم دعایم کنید.

بعدش هم میروم خانه. حدود دوهفته نیسم . به گل ها آب بدهبد.مواظب باشید دزد نیاید خانه ام . به مطلب قبلی ام هم سر بزنید و نظر بگذارید .برای سوالم هم تجربه هاتان را می خواهم .

فعلا خدا حافظ

!! نوشته شده توسط پرسشگر کوچک | | 88/08/26

سرزمین عجایب !!!!!

 

- پرداختن صریح به مسایل دینی مثل برزخ شیطان ....از اقدامات منحصر به فرد دوره  قبل جناب ضرغامی بوده است.

 ترجمه: سیروس مقدم  با سریال های ماه رمضان .

- معتاد مجرم نیست بیماراست.

این همکلاسی تابلوی بیمار ما راببرید . دارد بقیه را هم بیمار می کند.

-جواد نکونام گفت ما در مقابل تیم های عربی همیشه عملکرد خوبی داشته ایم

 می خام یه چیزی بگم .... ا...ت......پس..... نمی تونم

-  کنسرت بعضی ها در ایتالیا  

- برای ایران دعا کنیم.

-  اگه کامنت گذاشتید لطفا اینم به من بگید چه طور میشه خوب نماز خواند؟ این طوری کامنت ثواب دار می نویسید. به بهترین  نظر جایزه مجازی هم داده می شه

!! نوشته شده توسط پرسشگر کوچک | | 88/08/20

شاه شاهان

از امپراطور ژنرال و سلطان که بگذریم  شاه شاهان عادل است.

عادل و نودش هر روز بهتر از دیروز می شوند میلیونها نفر را تا دم صبح بیدار نگه می دارند.

مسعود ما که از صبحش خل می شود و مارا مسیج باران می کند .

و اما بسیج ...بعد از کلی جلسه و بحث قرار شد ابتکار بزنیم و در نهایت تصویب شد که چفیه و پلاک وعکس شهدا به برد بزنیم!

قرار شد به خاطر قضیای بعد انتخابات وجهه بسیج را جذابتر کنیم که جالبترین ایده مال مسئول واحد خواهران بود: اسلحه بیاوریم توی دانشگاه به بچه ها آموزش بدهیم!

وقتی هم گفتیم آسیب شناسی کنیم آقا محمود توی چشمای ابوالفضل زل زد و گفت ما هیچ اشتباهی نکردیم! ابوالفضل به آرامی گفت هیچی؟ آقا محمود گفت هیچی.( تنها کسی که از برو بچه ها «آقا» است همین آقا محموداست . نمی دانم چرا. شاید چون متاهل است. بقیه بی آقا اند)

خلاصه برنامه سال بسیج با این همه خلاقیت بسته شد و من مدام با حسرت به نبوغ و خلاقیت عادل  حسسسسسسسسسسسسسسووووووووووووووددددددددددددددددددددییییییییییییییییییی

می کنم.

 

!! نوشته شده توسط پرسشگر کوچک | | 88/08/12

کجا برود

              کسی که

                           طعم کرامت شما را چشیده باشد

                                                                         یا امام رضا

!! نوشته شده توسط پرسشگر کوچک | | 88/08/08

اصل بقای پایان نامه!

 

این روزا که درگیر نوشتن پایان نامه هستم ناخود آگاه به هرچی که  به پایان نامه مربوط می شه بیشتر دقت می کنم .

 مثل آگهی بالا که تا دلت بخواد روی در و دیوار چسبوندن یاد حرف استاد روش تحقیق می افتم که در مورد وضعیت پایان نامه نویسی می گفت :

پایان نامه ها نه تولید می شوند و نه از بین می روند فقط از صورتی به صورت دیگر تبدیل می شوند.(یعنی همون اصل بقای پایان نامه )

 

به خاطر نوشتن پایان نامه دیر به دیر آپ می شم.

!! نوشته شده توسط پرسشگر کوچک | | 88/08/04

مرگ کسب و کار من است

 

چند وقت پیش مستندی درباره جواد فالیزوانیان دیدم همان موتورسواری که می خواست با یک پرش 56 متری رکورد دنیا  را بشکند اما کشته شد.

من قبلا فکر می کردم مشکل او این بوده که احمق بوده اما وقتی این برنامه را دیدم خیلی چیزهای دیگر فهمیدم درباره:

احمق های مسئولی که او را به شدت تشویق و تحریک می کردند

گتره ای بودن (بیش از هر مقدار که فکرش را بکنید –چون همگی ما مقداری اش را می دانیم) امنیت ومربی باشگاه و آمبولانس وهر چیز دیگری که به این مسایل مرتبط است

از همه مهمتر فقر این فرد

وقتی آخر فیلم خانه او وبچه اش را نشان داد فکر کردم بچه اش وقتی بزرگ شود چی فکر می کند ؟

بابای من یک کله خراب بود؟

یک بیچاره بود که  مربیان! جاه طلبش کشتندش؟

یا اگر فقیر نبود هرگز این کار را نمی کرد؟

هر روز چند نفر با زندگیشان بازی می کنند  تا زندگی کنند؟ به علاوه اینکه به عکس  فیلم دوئل اینجا مسئول نداره اما مقام تا بخوای هست

 

!! نوشته شده توسط پرسشگر کوچک | | 88/08/01

از کجا شروع کنم؟

 

این درست است که کارهای زیادی داریم .

ولی گرفتاری ما در هر لحظه بیش از یک کار نیست.

و آن مهمترین کار است نه تمامی آن همه کار

همین مفهموم از نظم تو را قادر می سازد که اهمیت ها را

بشناسی و از جایی شروع کنی.

 

مطلب بالا از آقای علی صفایی حائری که از متفکران تربیتی عصر ماست پیشنهاد می کنم برای یکبار هم شده کتابهای ایشان را بخوانید.

!! نوشته شده توسط پرسشگر کوچک | | 88/07/24

از فیلم های رزمی خوشم میاید.

عاشق جکی چان و جت لی ام.

از بدنسازی هم خوشم میاید.

دوست دارم درسم را ادامه بدهم، دارم برایش برنامه ریزی می کنم.

یک کارهایی را هم امتحان کرده ام اگر از حالا پیگیر یک کار درست باشم می شود امیدی داشت.

امام زمان را "هم" دوست دارم !

عاشق چگونه صادق است وقتی در عاشقی دلش هزار راه .....می رود

و هیچ تلاشی نمی کند.............

!! نوشته شده توسط پرسشگر کوچک | | 88/07/21

امروز همان فرداست!!!

 

دیروز صبح استادم بهم زنگ زد و بعد از احوال پرسی گفت شما مقاله برنامه ریزی ترم بهمن گذشته را به من تحویل دادید؟ که من تازه یادم افتاد چکار کردم 

گفتم شرمنده نه استاد تا آخر هفته براتون میارم . استاد گفت این که نمی شه من دیشب تا ساعت ۴ صبح بیدار بودم و دنبال کار شما می گشتم و با خودم می گفتم   من اینقدر نامنظم نبودم که کار دانشجو را گم کنم.

از خجالت نمی دانستم چی بگم.بگم استاد می خواستم مقاله خوبی بنویسم می خواستم ... جا داشت استاد بگوید چقدر همیشه  می گفتم هیچ وقت فکر نکن اگه وقت زیادی داشته باشی کار بهتری انجام می دی. تجربه به من ثابت کرده کاری که امروز می توانی انجام دهی با امروز و فردا کردن بهتر نمی شه و خیلی چیزهای دیگه که نگفت /ولی مرا به وجدانم واگذاشت ...

چه بسیار روزهایی را  که به امید فردا تلف کردی آیا امروز همان فردایی نیست که منتظرش بودی؟

 

!! نوشته شده توسط پرسشگر کوچک | | 88/07/12

RSS